الشيخ رسول جعفريان
185
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
توحيدى خود را شرك آلوده كرده است . شاهد اين مطلب ، وجود بقاياى دين ابراهيم عليه السلام در ميان مردم و بعضاً سنتهايى بود كه به جا مانده بود . طبرسى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه : دين سابق عرب به علت وجود بعضى از سنتهاى ابراهيم همچون ختنه ، كفن و دفن ميت ، ازدواج نكردن با محارم ، و حج بيت الله الحرام و چيزهاى ديگر در مقايسه با دين مجوس ، برتر از آن بوده است . « 1 » ريشهء بسيارى از اين سنتها نيز در ظاهر باقى مانده بود اما شكل آن به گونههاى مختلفى دستخوش تحريف گشته بود . تغيير ماههاى حرام - كه قرآن نيز بدان اشاره فرموده « 2 » - از جمله مسايلى بود كه تحت تأثير خواستههاى عرب براى ايجاد جنگهاى به موقع از شكل اصلى خود تحريف شده بود . آنها شعار تلبيه را نيز ، از چهره توحيدى كه داشته به صورت شرك آلود در آوردند و هر قبيله براى خود به نوعى آن را در ايام حج ادا مىكرده است . از جمله معروفترين شكل محرف آن ، اين بود : « لبيك اللهم لبيك لا شريك الا شريك هو لك ، تملكه و ماملك ! » « 3 » با گسترش اين انحرافات در ميان مردم ، كم كم دين ابراهيم رو به فراموشى مىرفت ، در اين ميان عدهاى متوجه اين مسأله شده و با پى بردن به وضع سابق خويش تصميم به زنده كردن دين ابراهيم گرفتند . نهضت بازگشت به دين ابراهيم مىبايد سابقهء طولانى در ميان اعراب داشته باشد . بطورى كه كسانى در اين اواخر بدانند واقعاً اعتقاد به توحيد و يا برخى از فروعات ديگر از حضرت ابراهيم عليه السلام باقى مانده است . در واقع اين يك سنت جارى است كه پس از تحريف تدريجى يك دين ، كسانى بازگشت به اصل آن را مطرح مىكنند . مورخان كسانى را كه با توجه به فطرت توحيدى خود ، اعتقاد به توحيد را زنده نمودند و خواستار احياى عقايد ابراهيمى شدند ، برشمردهاند : ابوذر غفارى ، سلمان فارسى ، « 4 » عثمان بن حُوَيْرث ، ورقة بن نوفل ، زيد بن عمرو بن نفيل ، « 5 » عبيدالله بن جحش ، « 6 » امية بن ابى الصّلت از جملهء اين افراد هستند . عدهاى از اينها خطاى موجود را براى ديگران بازگو كرده و اظهار مىكردند كه چوب و سنگ هيچ نفع و ضررى در بر ندارد ، از اين رو براى يافتن
--> ( 1 ) . وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 465 ( 2 ) . توبه ، 36 ( 3 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 255 ؛ المحبر ، ص 312 و 311 ؛ بهج الصباغه ، ج 2 ، صص 270 و 148 ؛ فقه السيره ، ص 39 و 38 ، دربارهء حج ، جاهلى و برگزارى آن نك : مجلهء ميقات ، س 1 ، ش 4 ، صص 114 - 102 ؛ سيرهء رسول الله ، زرياب ، صص 65 - 63 ( 4 ) . اسباب النزول ، ص 247 ( 5 ) . البداية والنهايه ، ج 2 ، صص 243 - 237 ؛ الاغانى ، ج 3 ، ص 123 ؛ السيرة النبويه ، ج 1 ، ص 204 ؛ الاصابة ، ج 1 ، صص 570 - 569 ؛ طبقات الكبرى ، ج 3 صص 381 - 379 ( 6 ) . الاغانى ، ج 3 ، صص 120 - 119 ؛ تاريخ ابن خلدون ، ج 2 ، قسمت اول ، ص 326 ؛ بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 247